لطف على سليمى
87
كهكشانها در قرآن ( فارسي )
ستون محكم در دين است . سپس مىفرمايد : « كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ » هر چند اين دعوت تو براي مشركين بسيار سخت وگران است زيرا كه تو همهء آنها را به سوى يكپارچگى وبه اسلام دعوت مىكنى . با اين حال چون گزينش پيامبران به دست خداست ، هدايت مردم نيز به دست اوست ، لذا فرمود : « اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ » . خداوند هر كسى را كه بخواهد بر مىگزيند وكسى هم كه به سوى أو بازگردد هدايت مىكند . قابل ذكر است كه خداوند در ميان 000 / 124 پيامبر در اين آية تنها به شريعت پنج پيغمبر اولوالعزم اشاره مىكند . ونيز قابل توجه اينكه در مورد چهار پيامبر ( نوح وإبراهيم وموسى وعيسى ) تفويض شريعت را با جملات « ما وصىّ » و « ما وصينا » گفته است ، ولى به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با تعبير « أَوْحَيْنا إِلَيْكَ » مىفرمايد . شايد تفاوت اين تعبير براي اهميت اسلام نسبت به ساير أديان است در آية بعد مىفرمايد : « وَما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ » آنها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد از آنكه علم وآگاهى از طريق اسلام براي آنها آمد وبراي آنها به گونه كافى اتمام حجت شد واين تفرقه جويى به خاطر حبّ دنيا ورياست وظلم وحسد وعداوت و . . . بود ( منظور بعد از ظهور اسلام است ) در اينجا پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلّم طبق شريعت اسلام كه ناسخ تمام أديان است همهء را به گرايش دين كامل اسلام دعوت مىكند . ولى آنها چون رياست ومنافع خود را در خطر مىبينند ، ايجاد تفرقه مىكنند والا همگى بايد فقط به اسلام مىگرويدند . سپس در آية بعد مىفرمايد : « وَلَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ » ( اى رسول من بدان ) اگر فرماني از سوى پروردگارت صادر نمىشد كه آنها به مدت معينى ( آزاد باشند ) هرآينه در ميان آنها داورى وحكم مىكرد ( طرفداران باطل